تبليغاتX
بسجمن



















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


بسجمن

بعد یک دوره نقاهت

دوباره سلام

گفتم نقاهت برای اینکه میدونی!چون احساس می کردم جو حاکم بین بر  و بچس وبلاگی یه نموره قاراشمیش شده و هر دوستی تا فرصت پیدا می کرد می دوید پشت مانیتور و شروع می کرد به بد و بیراه گفتن به بقیه دوستان فلذا احساس کردم(چون خیلی احساساتی ام هی احساس می کنم) که گروه خونی ما با این جماعت نمی خونه پس کرکره رو کشیدیم پایین اما بعد یه مدت فهمیدم که اگر بخوای درد دلت رو بگی باید همرنگ جماعت شی.

و حالا ادامه:

تو نگاه اول اونایی که منو می شناختن دلیلم رو برای این انتخاب می پرسیدن که اصلا معنی این یعنی چی؟چرا تلفیق این دو واژه؟دوستی به من گفت که پارادوکس گفتی.گفتم چرا؟گفت:اصلا این دو واژه نقیض هم اند.بسیج و انجمن و ...و مابقی حرفایی که حالا زیاد لازم به ذکر نیست اونم اینجا!اما من به اون عزیز گفتم که باید دید درک ما از این دو کلمه چیه؟باید بدونیم اون چیزی که داریم به خاطرش تلاش می کنیم چیه؟به شرطی که نیت پاک باشه می شه هر دو جا خوب درخشید.میشه بسیجی بود و انجمنی کار کرد و ...

میدونی چرا؟چون هدف یکیه که اگر هدف یکی باشه دیگه نباید آب تو آسیاب دشمن بریزیم.به خدا خیلی از ما بدون اینکه متوجه باشیم داریم پازل دشمن رو تکمیل می کنیم جون تو.شاید به این دلیل باشه که تعریف دقیق از مسوولیت تو این دو حیطه برای ما روشن نشده باشه.آره دسته قبول دارم که ساختار تشکیلاتی بسیج و انجمن با هم فرق داره ولی این دلیل نمی شه سایه هم رو با تیر بزنیم اون هم توی این شرایط.یه زمونی تو یه جلسه بسیج یکی از عزیزان طوری تحلیل ماجرا کرد که آقا تا جایی که میشه بایداز انجمن فاصله بگیریم وکلی حرف مگوی دیگه.

مخلص کلام اینکه

بسیج و انجمن مثل دو تیکه پازل اند که تا چفت هم نباشن شکل واقعی پازل درست نمیشه.انجمن جاده رو صاف می کنه و بسیج هم  ... 

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت17:34توسط عموعزراییل | |

سلام فعلا چون حال ندارم در دکون روبستم

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت15:48توسط عموعزراییل | |